من می توانم بند کفش‌هایم را ببندم

مجله نوین‌پزشکی شماره 240 می‌نویسد:
به عنوان پزشك ، ما اغلب با انبوه داده‌ها و آزمونهاى آزمايشگاهى احاطه شده ايم . دردنياى CT اسکن و MRI اغلب فراموش می‌كنيم كه به صحبت‌هاى بيمارگوش فرادهيم . يك نمونه خوب از اين موضوع ، طى دوره چرخشى اخير من دربخش قلب وعروق اتفاق افتاد. بيمار ذكر می‌كرد كه درهفته گذشته ، هرروزوقتى براى بستن بند كفشهايش خم می‌شده ،غش می‌كرده و چند دقيقه بعد روى زمين دوباره به هوش می‌آمده است .
شكايت‌هاى بيمار جدی تلقی شد ، وى داراى يك ضربان‌ساز قلب بود كه سالها پيش به دليل بیمارى گره دهليزی-بطنى، كارگذاشته شده بود. ضربان‌ساز بررسى شد و به نظر می‌رسيد كه به طور مناسبى كار می‌كند. بيمار نيز اين نكته را تأييد می‌كرد و می‌گفت كه در حين انجام تمرينات ورزشى هيح علامتى راكه مربوط به نارسایی ضربان ساز باشد، تجربه نكرده است .
براى وى آزمون ورزش به عمل آمد. با گذشت هر مرحله ، بيمار هيح علامتى نداشت . وى اصرار داشت كه تنها هنگام بستن بند كفش‌هايش غش می‌كند. ما تمام مراحل آزمون ورزش راكامل كرديم بدون آنكه بتوانيم علايم وى را دوباره ايجاد كنيم ، ضربان ساز همچنان ريتم منظم داشت
هنگامی كه به بيماركمك می‌كرديم تا از روى صفحه متحرك پايين بيايد وى با سرسختی گفت :" من می‌دانستم كه غش نخواهم كرد. من تنها وقتی كه بند كفش‌هايم را می‌بندم از حال می‌روم."
من به پرستار نگاه كردم ، و هر دو می‌فهميديم كه چه كارى را بايد انجام دهيم .باید از بیمار می خواستیم که بند کفشهایش را ببندد. ما از بيمار درخواست كرديم كه در صورت امكان بند كفش هايش را در مقابل ما ببندد. وى اعلام كرد: باكمال ميل. .
بيمار خم شد و بند كفش‌هايش را در دست گرفت . ابتدا به آرامى و سپس به صورت مشخص‌تر، بيمار ناپايدار به نظررسيد. من به نمايشگر نگاه كردم، بيمار در آسيستول بود و هيچگونه ريتم ضربانى وجود نداشت ،درست وقتى نام بيمار را صدا زدم و سعی كردم او را بگيرم از حال رفت و به زمين افتاد. با شك و ترديد به سرغ اصول پايه احياى قلبى - ريوى رفتيم : مسير هوايى، تنفس وگردش خون .
ما بيمار را به پشت برگردانديم وكد را اعلام كرديم . در حالی كه مشغول بررسى بيمار بوديم ، به نمايشگر نگاه كرديم ، يك بار ديگر ريتم ضربان ديده می‌شد. وى نبض هم داشت ، او را صدا زديم و پاسخ داد.
متعاقبا بيمار در يك آزمايشگاه الكتروفيزيولوژى بررسى شد. زير فلوروسكوپی، ما متوجه شديم كه كابل يكى از ليدهاى ضربان ساز شكسته است وهرگاه بيمار به جلو خم می‌شود، جدا می‌شود. پایش نوار قلب نارسايى ضربان ساز را تاييد كرد و بدون هيچ حادثه ديگرى ضربان ساز تعويض شد. آزمايش نهايى ضربان ساز جديد مدتى بعد انجام شد . از بيمار خواسته شد تا بند كفش هايش را ببندد. بيمار پس از آنكه بدون غش كردن اين كار را به انجام رساند، به بالا نگاه كرد و با تبسمى معصومانه گفت :" من می‌توانم بند كفش‌هايم را ببندم !"