ما و دیگران

برداشت اول

نیکول کیدمن در فیلم ساعتها:
Image Hosted by Imagehigh.net
هنگامی‌که قرار شد کیدمن در این فیلم بازی کند، ظاهر وی دچار تغییرات اساسی شد.با یک بینی عقابی مصنوعی که به چهره‌اش وقاری خاص دادند که بینی ظریف و سربالای خودش این حالت را نداشت.لباس گشاد خانه و موهای اشفته ،صدایش حالتی گرفته و خش دار با لهجه غلیظ انگلیسی پیدا کرد.او دیالوگ‌هایش را با مهارت و شیطنت ادا می کرد.تماشاگران آزمایشی که برای اولین بار فیلم را دیدند ،او را نشناختند.
چون وولف خودش سیگارهایش را می‌پیچید،کیدمن هم همین کار را می‌کرد ، او همچنین دست‌خط وولف را تقلید کرد که کار سختی بود چون کیدمن چپ‌دست باید از دست راستش برای این کار استفاده می‌کرد.او تمام کتابها و اکثر نامه های ولف را خواند و مدت سه هفته فیلمبرداری را تنها در خانه‌ای روستایی در جنگل با خواندن ،نوشتن و فکر کردن سپری کرد.خودش می‌گوید:"با همان کارهایی که وولف ممکن بود انجام دهد و به نظر بعضیها کسل‌کننده بیاید ،اما این کارها برای من مهم بود.وقتی قرار است نقش یک شخصیت واقعی را بازی کنید ،باید خودتان را به او و خصوصیات‌اش نزدیک کنید،نه اینکه ادای او را دربیاورید."دستمالی که در جیبش می‌گذاشت و کفش قهوه‌ای و مستعملی که به پا می کرد ،او را به شخصیت وولف نزدیکتر کرد.او می‌گوید:"با همین کفش و دستمال موقعیتم را در دنیا احساس کردم."
از این دست مرارتهای بازیگران برای تطابق با نقششان فراوانند، داستانهایی هم ازآل‌پاچینو در"بوی خوش زن" و از تام کروز در "متولد چهارم جولای" نقل شده است .

برداشت دوم
Image Hosted by Imagehigh.net
هدیه تهرانی در فیلم "جایی برای زندگی " : چندی پیش "مجبور" شدم این فیلم را ببینم.در یک فیلم که سناریو ،شخصیت‌پردازی و توالی منطقی آن همگی بد باشد، فوکوس کردن روی بازی یک بازیگر شاید زیاد منصفانه نباشد.می‌گفتند قرار است در این فیلم تهرانی از جلد همیشگی خود به در آید ولی او را مثل همیشه دیدیم ،با چهره ای ماسکه و لحنی مونوتون ،در فیلم عجیبی که به جر تهرانی و انتظامی که با لهجه آب‌کشیده شهری صحبت می‌کردند ،بقیه با لهجه محلی و عربی تکلم می کردند.بدتر از همه رخت و لباسی بود که به تن تهرانی کرده بودند و در کنتراست کامل با حرکات و لحن صحبتهایش قرار می‌گرفت.در این میان اگر هر کس به جز انتظامی نقش بزرگ خانواده را بازی می‌کرد با توجه به شخصیت ‌پردازی ضعیف که بی‌گمان سناریو و کارگردان بر وی تحمیل می‌کرد ،این کاراکتر به ضعیف‌ترین کاراکتر فیلم مبدل می‌شد ،یک پیرمرد غیرمنطقی که از مقاومت ، تنها ماندن در منطقه جنگی را می‌داند و آنگاه که گاه مقابله فرا می‌رسد ، با التماس به پای دشمن می‌افتد.