milion dollar baby

پیش از این از ایستوود"رودخانه مرموز" را دیده بودم و تحسینش کرده بودم."عزیز میلیون دلاری"گرچه نظر مرا به اندازه فیلم قبلی این کارگردان جلب نکرد ولی برتریهای غیرقابل تردیدی بر دیگر فیلمها داشت.نقدی بر این فیلم را از ماهنامه "دنیای تصویر" در پایین می‌آورم
تعريفهاى زيادى براى "يك فيلم خوب " وجود دارد، اما تعريف من خيلى ساده و روشن است : فيلم خوب فيلمى است كه داراى كاراكترهاى پرورش يافته و داستانى خوب روايت شده باشد و عزيز ميليون دلارى مصداق واقعى چنين فيلمى است . اين فيلم سه كاراكتر سه بعدى را به شما ارايه می‌كند كه می‌توانيد حقيقت وجودیشان را به تمام و كمال دريابيد. و اين فيلم داستان منسجمى را به شما ارايه می‌کند كه نه يك كلمه اضافه دارد، نه یک كلمه کم اما ویژگیهای این فیلم به همين دو ویژگی ختم نمی‌شود.بازیهای کلینت ایستوود ،مورگان فریمن و هیلاری سوانک در اوج است.فیلمبرداری ،فیلمنامه و دیگر وجوه تکنیکی فیلم نیز ، جزو بهترين هاى سال 2003سينماى آمريكاست. عزيز ميليون دلارى تاكنون در هفت رشته جوايز اسكار نامزد شده و 22جايزه ى ديگر را از آن خود ساخته است . من علاقه چندانى به ورزش بوكس ندارم و اين بی‌علاقگیم شامل فيلم هاى ساخته شده در مورد اين ورزش نیز می‌شود.عزيز ميليون دلارى نيز قصه اى در مورد يك مربى بوكس و يك بوكسور مونث را روايت می‌كند. اما می‌توان به بوكس بی‌علاقه بود ولى از اين فيلم لذت برد. عزيز ميليون دلارى برخلاف اكثر فيلم هاى ژانر بوكس ، همه ى توجه خود را معطوف نبردهاى داخل رينگ نمی‌كند. دلمشغولى اصلى فيلم ، جان بخشى به كاراكترهاى اصلى قصه ، روايت درست قصه و طرح پاره اى پرسش هاى كليدى درباره ى زندگى، فلسفه ى حيات ، روابط انسانى و مرگ است .
عزيز ميليون دلارى بيست و پنجمين فيلم كلينت ايستوود در مقام كارگردان و به اعتقاد برخى از منتقدان همچون" راجر ايبرت "، بهترين فيلم اوست . ايستوود در اين سال هاى خزان عمر با دو فيلم اخير خود،رودخانه مرموز و عزيز ميليون دلارى ، همه را به شگفتی و تحسين واداشته است . وى با فيلم تازه خود ثابت می‌كند كه يك داستانگوى كلاسيك كبيراست .سادگى و كلاسيسيم روايى وغناى ساختارى و عمق احساسى عزيز ميليون دلارى ، اين فيلم را بدل به يكى از شاهكارهاى مسلم جهان سينما طى سال هاى اخير كرده است .
هيلارى سوانك در فيلم عزيز ميليون دلارى نقش زن سى و يک ساله اى به اسم مگى فيتزجرالد را بازى می‌كند. مگى يك دختر دهاتى است كه در ايالت روستايى ميسورى به دنيا آهده و بزرگ شده است . او از 13سالگى وارد بازار كارشده اما شغلى بهتر ازگارسونى نداشته است . مگى در تمامى اين سال ها احساس حقارت و توهين شدگى می‌كرده و حالا خواهان اين است كه تحولى در زندگى خود به وجود آورد. او در خود اين توانايى را می‌بيند كه روزى قهرمان بوکس زنان شود. هدف مكى از بوکسور شدن كسب پول و شهرت نيست ، بلكه به دنبال كسب احترام و اثبات اين موضوع است كه لياقت پيشرفت در زندگى را دارد. مگى با هدف تبديل شدن به يك بوكسور حرفه اى، نزد فرانكى (كلينت ايستوود) می‌رود. فرانكى يك سالن ورزشى محقر را در شهر لس آنجلس اداره می‌كند. وى آدم منحصر بفردى است زيرا در كنار تمرين دادن بوكسورها، به خواندن شعر و فراگيرى زبان ايرلندى علاقمند است و هر روز در مراسم مذهبى كليسا نيز شركت می‌كند. مگی از فرانكى می‌خواهد كه مربیگرى وى را بپذيرد. اما فرانكى در پاسخ می‌گويد كه علاقه اى به تمرين دادن دخترها ندارد و تازه اگر هم بخواهد اين كار را بكند، او "مگى" براى مبدل شدن به يک قهربان بوكس خيلى پير است . مگى براى جلب رضايت فرانكى، به سراغ اسكرپ (مورگان فريمن )، دوست و همكار قديمى فرانكى، می‌رود. اسكرپ كه پى به انگيزه هاى متفاوت مگى برده ، از فرانكى می‌خواهد كه مربیگرى مگى را بپذيرد و فرانكى عاقبت موافقت خود را با اين كار اعلام می‌كند. مگى به سرعت فوت و فن هاى ورزش بوكس را ياد می‌گيرد و آماده شركت در مسابقات قهرمانى بوكس می‌شود.
همان طور كه ملاحظه می‌كنيد، داستان ساده و چه بسا تكرارى است . اما اين داستان به ظرافت و بدون كوچك ترين حشو و زاثده اى روايت شده است . مورگان فريمن جداى از ارايه يك بازى درخشان در عزيز ميليون دلارى ، راوى قصه ى فيلم نيز هست . فريمن
قبلا در فيلم رستگارى از شاوشنگ نيز روايت قصه ى فيلم را بر عهده داشت . همان طور كه در ابتدا اشاره شد، بازیهاى فيلم در اوج است . اما هيلارى سوانك را بايد ستاره بازيگرى فيلم لقب داد. سوانك بعد از كسب جايزه ى اسكار به خاطر بازى در فيلم" پسرها گريه نمی‌كنند" نتوانسته بود در نقشى كه مناسب با توانايیها و استعدادهاى بازيگریش باشد، ظاهر شود. وى حالا با بازى در عزيز ميليون دلارى وبرخوردارى از راهنمايیهاى ارزشمند ايستوود كارگردان يكى از بهترين بازیهاى سينمايى سال هاى اخير را تحقق بخشيده است . ديالوگ هاى زيباى فيلم ، ثمره كار و خلاقيت پال هگيس است . هگيس فيلمنامه ى اقتباسى عز يز ميليون دلارى را از روى نوول طناب هاى سوزان نوشته "اف .ايكس . تول "نوشته است . ديالوگ هاى فيلم به رغم شعرگونگى، هركز حالتى تصنعى پيدا نمی‌كنند و همواره در خدمت پرداخت كاراكتر و توسعه طرح داستانى عمل می‌كنند. فيلمبردارى زيباى تام استرن نيز در تطابق با حس و محتواى كلى اثر است . غالب صحنه هاى فيلم در تاريكى يا شب می‌گذرد. يكى از فرازهاى قابل توجه در كار استرن را می توان در صحنه اى ديد كه فرانكى و مگى، بعد از ديدار فرانكى از خانواده مگى، سوار اتومبيل نشسته و مشفول حرف زدن با يكديگرند. در اين جا، با احتراز از "نورپردازى داشبوردى" معمول ، تاريك و روشن شدنهاى مقطعى چهره هاى مگى و فرانكى، ريتم و ضرباهنگ خاص و مناسبى را به مكالمه آنها می‌دهد. فيلم آكنده از همين ظرايف و دقايق است و دقيقا به همين خاطر فيلم عزيز ميليون دلارى را بايد به دفعات ديد تا پى به اين نكات برد


Image Hosted by Imagehigh.net Image Hosted by Imagehigh.net
برای مشاهده نمای بزرگتر عکسها کلیک کنید

0 comment(s):

نظر شما

<< Home