یک پست واقعا طولانی:کد داوینچی واقعیت یا تخیل

خواندن کتاب کد داوینچی و دیدن فیلمهای آخرین وسوسه مسیح و مصائب مسیح در یک فاصله زمانی دو هفته‌ای قطعا می‌تواند هر خواننده و بیننده‌ای را به فکر فرو ببرد.هر یک از این آثار منشا بحثها و جدلهای فراوانی بوده‌اند.از کد داوینچی تا قبل از خواندنش تنها تصور یک کتاب تخیلی که با واقعیات چندی خوب پرداخت شده،داشتم ولی با قرار دادن آنچه در این کتاب خواندم با مقالاتی که در سایتهای مختلف دیدم،کم‌کم در حال جور کردن قطعات یک شبه‌پازل در ذهنم هستم.
تقریبا بیش از یک سال از انتشار نسخه pdf کتاب کد داوینچی روی اینترنت می‌گذرد،با فاصله یکی دو ماه نسخه کاغذی کتاب هم منتشر شد.این کتاب یکی از پرفروش‌ترین کتابها در سال 2003 بوده است.عمده شهرت این کتاب مربوط به تصویری است که از مسیح به عنوان یک فرد برگزیده لیکن زمینی ارائه می‌دهد،فردی که چونان سایر هم‌نوعانش ازدواج کرده،آن هم با زنی که باورهای سنتی در ذهن بیشتر مسیحیان و حتی پیروان سایر ادیان،تصویر ناشایستی از وی متبادر می‌‌کرده است.بهترین چهره‌ای که از وی ارائه می‌شد ،چهره زنی سقوط کرده در ورطه ناپاکی است که قدرت روحانی مسیح وی را نادم و توبه‌کار می‌سازد

Image Hosted by ImageShack.us


فصا 58 کتاب یکی از فصول تعیین‌کننده این کتاب است.متن کامل این فصل را برایتان می‌آورم:
اتاق مطالعه سرلى تی‌بينگ، شبيه هيچ اتاقى كه سوفى قبلا ديده ، نبود. آن‌جا پنج يا شش برابر، بزرگتر از مجلل‌ترين دفتر كار يا كتابخانه شخصى، و با سه چلچراغ آويز بزرگ كاملا روشن می‌نمود. قفسه‌ها مملو از كتاب‌هاى نفيس، ديوارها پوشيده از تابلو، با كامپيوتر، پروژكتور، ميكروسكوپ، دستگاه كپى و اسكن‌هاى مختلف ، به يک لابراتور علوم می‌ماند. تی‌بينگ توضيح داد:"من سالن رقص قصر را تغيير دادم ، راستش زياد اهل رقصيدن نيستم . آموختن حقيقت ، عشق زندگى من است و جام مقدس ، عشق مورد علاقه‌ام .
سوفى پرسيد: «شما گفتيد تصوير زنى را داريد كه ادعا می‌كنيد جام مقدس است ؟»
-بله ، اما اين من نيستم كه ادعا می‌كنم ، مسيح خودش اين ادعا را كرد.
سوفى با اشاره به ديوارها پرسيد:كدام يكى از اين نقاشیهاست ؟
سرلى با اشاره به تابلوى هشت فوتى آخرين شام مسيح گفت :آن زن اين جاست .
سوفى كه مطمئن بود اين وسط چيزى را از دست داده ، پرسيد: اين همان نقاشى است كه چند لحظه قبل تصوير آن را به من نشان داديد!
تی‌بينگ چشمک زد:اما به مراتب بزرگ‌تر و هيجان‌انگيزتر، مگر نه ؟
لانگدون گفت :لئوناردو، جام مقدس را به صورت برجسته در اين نقاشى گنجانده است .
سوفى: صبر كن ببينم ، تو گفتى جام مقدس يک زن است ، درحالی‌كه آخرين شام ، نقاشى از سيزده مرد است .
سرلى يک ابرويش را بالا برد: واقعا؟ بهتر است از نزديک نگاه كنى.
سوفى نامطمئن نزديک رفت ، مسيح در وسط ، شش مرد در سمت راست و شش نفر در سمت چپ او، پس گفت :بله ، همه مرد هستند.
تی‌بينگ گفت :درباره آن يكى كه در سمت راست عاليجناب نشسته ، چى می‌گويى؟
سوفى به آن تصوير دقيق شد، موهاى پريشان قرمز رنگ ، دست‌هاى ظريف شكننده و پيش سينه‌اى به طور نامحسوس برآمده داشت . سوفى جدا تعجب كرد، بدون شک او يک زن بود، پس نظرش را گفت .
تی‌بينگ خنديد: تبريک می‌گويم . هيچ شكى نيست كه لئوناردو در نماياندن اختلاف زن و مرد مهارت داشت . اما همه اشتباه می‌كنند. گاهى مغز ما در برابر عدم تجانس به آنچه كه مقابل چشم ماست ، بسته می‌ماند.
لانگدون توضيح داد: به اين حالت و عكس‌العملى كه مغز در برابر سمبل‌هاى قدرتمند نشان می‌دهد"اسكوتوما" می‌گويند.
سرلى ادامه داد:دليل ديگر براى اين كه تو آن زن را نديدى، اين است كه بسيارى از تصاوير موجود در كتاب هاى هنر، مربوط به قبل از سال 1954 هستند، زمانى كه حقايق ، زير لايه‌هاى دوباره نقاشى شده دست‌هاى غيرماهر و بی‌تجربه ، مخفي بودند. بالاخره وقتى نقاشى از آن لايه‌ها پاک شد، كار اصلى داوينچى بيرون آمد.
سوفى با اشاره به چهره متين زنى كه با دست تا شده در سمت راست مسيح نشسته بود، پرسيد: خوب او كيست ؟
تی‌بينگ:دوست من ، او مريم مجدليه است . سوفى پرسيد:همان خودفروش معروف ؟
سرلى گويى آزرده شده باشد، نفس عميقى كشيد: مجدليه چنين موجودى نبود. اين تعبير نادرست ، ميراث شوم مبارزات كليساهاى اوليه است . كليسا احتياج داشت به مريم مجدليه تهمت بزند و راز خطرناک جام مقدس بودن او را لاپوشى كند. كليسا بايد دنيا را قانع می‌كرد كه مسيح يک موجود فناپذير نبوده ، بلكه سرشت خدايى داشته، براى همين ، هر آيه‌اى كه در مضمونش او را زمينى و غيرآسمانى تشريح می‌كرد را از انجيل حذف كردند. بخصوص مطالبى كه در رابطه با ازدواج مريم مجدليه با مسيح مقدس بود.
سوفى درحالی‌كه چشم‌هايش بين لانگدون و سرلى می‌چرخيد، پرسيد:ببخشيد، چى فرموديد؟
تی‌بينگ توضيح داد:اين مطلب در تاريخ ثبت شده و داوينچى در اين مورد
مطمئن بود. تابلوى آخرين شام ، عملا در برابر چشم بينندگان فرياد كشيد كه مسيح و مريم جفت هستند. اگر توجه كنى، هر دو لباس‌هايى به تن دارند كه گويى يك شكل واحد در آيينه اند.
سوفى‌گويى هينوتيزم شده به تصوير خيره مانده بود، مسيح رداى قرمز و صندل آبى، مريم مجدليه رداى آبى و صندل قرمز موشيده بودند. تی‌بينگ ادامه داد:كار مخاطره‌آميز در اين آشفته‌بازار، اين كه نه فقط مسيح و عروسش كه به صورت جفت و تكيه داده به يكديگر، در تصوير ظاهر شده‌اند، بلكه فضاى بين آنها توليد شكل غيرقابل ترديد V كرده است . همان سمبلى كه قبلا درباره‌اش صحبت كرديم ، و دست آخر اگر مريم مجدليه و مسيح را نه به صورت دو فرد، بلكه به صورت دو عنصر ببينى، شكل مشخص ديگرى خواهى ديد، يک حرف از حروف الفبا، يعنى حرفM. سوفى بلافاصله آن را ديد. بدون ترديد و خيلى دقيق حرف M بود، پس پرسيد:اين حرف چرا آن جاست ؟
تی‌بينگ پاسخ داد:بعضى از تئوریهاى تحقيقاتى می‌گويند كه اين حرف براى مريم مجدليه آمده ، اما صادقانه بگويم ، هيح كس مطمئن نيست ؟ هر چند وجود آن غيرقابل انكار است ! تعداد بی‌شمارى از هنرهاى مربوط به جام ، شامل حرف M به صورت مخفى هستند.
سوفى گفت :اما من فكر نمی‌كنم اين حرف براى اثبات ازدواج مسيح با مريم مجدليه باشد.
-نه ، نه ، همان طور كه قبلا گفتم ازدواج آنها بخشى از تاريخ است . در واقع مسيح، به عنوان يک مرد ازدواج كرده ، ساختار جاودانى بودن را بيشتر قابل قبول می‌كند، تا آنچه كه انجيل‌هاى استاندارد از عزب بودن او می گويند. ببين ، مسيح يک يهودى بود و آداب و رسوم جامعه‌آن زمان ، عزب ماندن يک مرد يهودى را نهى می‌كرد. طبق سنت يهوديان ، ازدواج نكردن گناه محسوب می‌شد و يک پدر يهودى، موظف بود تا همسر مناسبى براى پسرش دست و پا كند. اگر مسيح ازدواج نكرده بود، حداقل يكى از انجيل هاى معتبر، توضيحى در رابطه با موقعيت غيرعادى عزب بودن او می‌داد. بعد كتاب قطورى كه روى آن نوشته بود"اسرار نهانى بشارت "را مقابل سوفى باز كرد. آن كتاب حاوى عكس‌هايى از اسناد نوشته شده روى اوراق پاپيروس و نقشه هاى قديمى بودند. تی‌بينگ افزود:اينها اسناد سوابق مسيحيان اوليه هستند كه طبيعتا با بشارت‌هاى انجيل‌هاى فعلى همخوانى ندارند. ببين ، اين جا نوشته ، "شريك مسيح مريم مجدلیه است و مسيح او رابيشتر از تمام پيروانش دوست دارد به طورى كه حتى باعث عدم
رضايت بقیه می‌شود." البته متوجه هستى كه شريك به معنى همسر است و جملات بعدى نمايانگر آن هستند كه مسيح و مريم مجدليه روابط احساساتى داشته اند.
سوفى ناگهان به ياد روزى افتاد كه تازه از مدرسه به خانه ى پدربزرگ برگشته بود. كشيش خشمگينى به در خانه می‌كوبيد. سوفى در را باز كرد. او نگاه تندى به سوفى كوچک انداخت و پرسيد:آيا اين جا منزل جاكوز ساونير است ؟ من بايد در مورد نوشته‌اش با او صحبت كنم . بعد روزنامه‌اى كه در دست داشت را توى صورت سوفى تكان داد. كشيش و پدربزرگ به اتاق مطالعه پدربزرگ رفتند و در را بستند. سوفى توى روزنامه صبح جستجو كرد و در صفحه دوم مقاله‌اى ديد كه امضاى پدربزرگش را داشت . هر چند درست نفهميد اما مضمون آن می‌گفت كه حكومت فرانسه تحت فشار كشيش‌هاست و براى همين از نمايش فيلم "آخرين وسوسه‌هاى مسيح" كه در آن مسيح با مريم مجدليه رابطه مهرورزى داشته ، جلوگيرى كرده است . مقاله پدربزرگش می‌گفت كه كليسا با تكبر و گستاخى در مورد تحریم آن فيلم اشتباه كرده است . او شنيد كه كشيش عصبانى سر پدربزرگش داد كشيد:عكس‌هاى برهنه توى آن است . چطور شما می‌توانيد آن را تحمل كنيد. بعد در را به هم كوبيد و رفت . وقتى پدربزرگش نزد او آمد، سوفى از او پرسيد:پدربزرگ، به نظر تو مسيح مقدس نامزد داشته ؟ پدربزرگش گفت : نه عزيزم ، من در آن مقاله فقط گفته‌ام كه کليسا نبايد به ما بگويد كه كدام نظريه را بايد و كدام يكى را نبايد بپذيريم . سوفى با سماجت دوباره پرسيد: پس مسيح نامزد داشته ؟
پدربزرگش بعد از لحظاتى مكث گفت :اگر داشته ، به نظر تو بد است ؟ سوفى شانه بالا انداخت و گفت :من اهميتى نمی‌دهم . سوفى به خود آمد، سرلى هنوز داشت صحبت می‌كرد: نمی‌خواهم تو را با اسناد بی‌شمارى كه در مورد نزديک شدن مسيح و مريم مجدليه توسط تاريخ نويسان ذكر شده ، خسته كنم ، اما بهتر است به اين بشارت كه در مورد مريم مجدليه است ، گوش كنى:" و پیتر گفت ،آيا واقعا نجات‌دهنده بدون اطاع ما با زن مشورت كرده است ؟ آ يا ما بايد به آن زن گوش دهيم؟ آياسرورمان آن زن را به ما ترجيح می‌دهد؟... و "لوى" جواب داد، پيتر، تو هميشه جوشى بوده‌اى، حال می‌بینم علیه يك زن ،مثل رقب
ستيزه می‌كنى. اگر ناجى ما او راارزشمند می‌داند، تو كى هستی كه او را نفى کنیى؟ مطمئن باش که نجات‌دهنده ، او را خوب می‌شناسد ، براى همين عاشق اوست و بيئتر از ما دوستش دارد... سوفى، زنى كه درباره اش می‌شود همان مريم مجدليه است و پيتر نسبت به او احساس حسادت می‌كرده . در آن وقت مسيح مشكوک بود كه به زودى اسير و به صليب كشيده می‌شود، بنابراين در مورد چگونگى حمل جسد، بعد از مرگش ، به مريم مجدليه دستورات لازم را می‌دهد. پيتر مايل نبود كه علاقه مسيح نسبت به او بعد از يک زن قرارگيرد. من به جرأت می‌گويم كه پيتر يک موجود خنثى بوده است .
سوفى پرسيد:منظورتان همان "سنت پيتر" است ؟ همان كسى كه مسيح به او دستور داد تا كليسايش را بسازد؟
-همان است ، فقط با يک اختلاف ، آن پيتر نبود كه مسيح به او دستور داد تا كليساى مقدس را بسازد، بلكه مريم مجدليه بود.
سوفى با تعجب :شما داريد می‌گوييد كه كليساى مقدس روى صخره ، توسط يک زن ساخته شد؟
-در واقع نقشه اين بود. مسيح طرفدار حقوق زنان بود و می‌خواست كه آينده كليساى او در دست مريم مجدليه باشد.
لانگدون گفت :پيتر با اين دستور مشكل داشت . اگر به نقاشى دقت كنى می‌توانى ببينى كه داوينچى به خوبى می‌دانسته كه پيتر درباره مريم چگونه احساسى داشته. سوفى دوباره به طرف نقاشى رفت . پيتر به طرف مريم مجدليه خم شده و دستش را مثل لبه تيغ به طرف گردن او برده بود. همان حركت و ژستى كه در نقاشى"باكره مقدس روى صخره" ديده می‌شد. لانگدون افزود: كمى بدشگون می‌نمايد، مگر نه ؟
سوفى گفت :متأسفم . هنوز نمی‌فهمم چگونه اين‌ها از مريم مجدليه ، يک جام مقدس می‌سازد.
تی‌بينگ چارت بزرگى روى ميز پهن كرد؟ بالاى چارت كه يك شجره نامه بود، نوشته شده بود"خاندان بنجامين" بعد انگشت روى چارت گذاشت و افزود:مريم مجدليه اين جاست .
سوفى دوباره تعجب كرد:مريم مجدليه از خانواده سلطنتى بنجامين بوده ؟ اما من فكر می‌كردم او فقير بوده .
تی‌بينگ سر تكان داد:مجدليه را خودفروش معرفى كردند تا شواهد فاميلى او را از بين ببرند. اما سؤال اين است كه چرا كليساهاى اوليه اين موضوع برايشان مهم بود؟ درواقع اين خون سلطنتى مريم مجدليه نبود كه كليسا به آن توجه داشت ، بلكه خود مسيح بود كه خون سلطنتى داشت . همان طور كه مىدانى در انجيل "ماتئو"آمده كه مسيح از خاندان "ديويد"، سلسله
پادشاهى سالمون ، يعنى شاه يهود بوده است . مسيح با ازدواج كردن با فردى از خاندان قدرتمند بنجامين ، دو خون سلطنتى را پيوند داد و يک ادعاى بر حق و مشروع را براى به تخت نشستن و حفظ دودمان فرمانروايى سالمون ساخت . افسانه جام مقدس ، افسانه‌اى درباره خون سلطنتى است . وقتى آن افسانه ، از جام عشاء ربانى كه نگاه دارنده خون مسيح است صحبت می‌كند، در واقع از مريم مجدليه ، زنى كه خون سلطنتى مسيح را با خود حمل می‌كرده ، حرف می‌زند.
سوفى با خودش زمزمه كرد: اما چگونه ؟ مگر اين‌كه ...
لانگدون لبخند زد: مگر اين‌كه آنها بچه‌اى داشتند.
تی‌بينگ ادامه داد:بزرگ‌ترين لاپوشى در تاريخ بشر. مسيح مقدس نه فقط ازدواج كرده ، بلكه پدر هم بوده ! دوست من ، مريم مجدليه همان جام مقدس است كه ادامه خون مسيح را در خود پرورش داد. او رحمى بود كه دودمان او را پروراند و ميوه مقدس را به وجود آورد.
سوفى پرسيد:اما راز به اين بزرگى چگونه در طول تاريخ حفظ شده است ؟
-فقط سكوت . خون سلطنتى مسيح منبع اكثر افسانه‌ها بوده و داستان مريم مجدليه براى قرن ها با كلمات آسمانى و به زبان هاى مختلف نقل شده . در واقع معنى"فنجان مقدس" همان خون سلطنتى است .
کلیک کنید تا تابلوی شام آخر را با نمای بزرگ ببینید و با محتویات این فصل مقایسه کنید.

Free Image Hosting at www.ImageShack.us


آیا باید این فصل را جدی بگیریم.بدون شک با خواندن این فصل و نگاهی به تابلوی شام آخر هر خواننده‌ای مشتاق می‌شود،در این‌باره بیشتر بداند.با جستجو در اینترنت به سایتهایی برخوردم که حاوی اطلاعات خوبی در این زمینه بودند.چکیده‌ای از آنچه را که دستگیرم شد،به شرح زیر است:

Mary Magdalene: نامش به واسطه زاده شدنش در شهر Magdala یکی از شهرهای فلسطین است.سه دهه پیش کلیسای کاتولیک رم به آهستگی آنچه را که منقدان برای قرنها بیان می‌کردند قبول کرد.تصویر استاندارد مریم مجدلیه به عنوان یک بدکاره اصلاح شده بوسیله متن انجیل پشتیبانی نمی شود.سالهای طولانی است که پژوهشگران و دیگر علاقمندان مشتاقند تابلویی دیگر از وی ارایه دهند:از یک حامی ثروتمند و قابل احترام مسیح تا همسر و حتی جانشین رسالت مسیح.کد داوینچی نخستین کتابی نیست که چهره متفاوتی از مریم مجدلیه را ارائه می دهد،پیش از این در سال 2002 Margaret George هم کتاب مستقلی در مورد این شخصیت نوشته بود.سه نسخه از انجیلهای موجود،مریم مجدلیه را نخستین شهادت‌دهنده رستاخیز مسیح معرفی می‌کنند.
با این همه فکر می‌کنم که گرچه با چاپ کتاب راز داوینچی یک شوق و ذوق عمومی در جوامع غربی برای هاله‌زدایی از مریم مجدلیه و شخصیتش به‌وجود آمده،اما صرف احیای شخصیتی وی دلیلی برای اثبات دیگر ادعاها نیست،ادعاهایی که دلیل محکمی برای آنها ارائه نشده است.

مطلب دیگر اینکه،قرار است از روی این کتاب فیلمی با کارگردانی Ron Howard و بازی تام هنکس در نقش رابرت لانگدون ساخته شود.فیلم در سال 2006 اکران خواهد شد.


Image Hosted by ImageShack.us



منابعی را برای آگاهی بیشتر شما می‌آورم:
سایت نویسنده کتاب:دن براون
مقاله نیویورک نایمز در مورد این کتاب

سایت مریم مجدلیه
مریم مجدلیه در ویکی‌پدیا
مقاله خوب روزنامه تایم

3 comment(s):

خیلی عالی ، خیلی زیاد!
Anonymous nima, at 9:58 PM  
سلام، آقا من در به در دنبال نسخه انگليسي اين کتاب ميگردم شما آدرسي واسه داونلودش دارين؟ خيلي ممنون
Anonymous Vahid, at 12:06 PM  
Cool blog, interesting information... Keep it UP »
Anonymous Anonymous, at 6:53 PM  

نظر شما

<< Home